X
تبلیغات
زولا

خدا عشق آرامش

افتخار ماست که با مردمک چشمان و مرام و صفای جان و روح جانانتان همراهیم .

عصر خوب جمعه

سلام و سپاس و شکر از خدا و نعمت هایش

سلام و شادی و شادمانی بر خوبان و عزیزانم

سلام و سوز و انتظار از دل مهربونترین عالم، مهدی آقایم

سلام بر خاطرات و نوشته ها و بالاخره سلام بر دوستان خاموش

امروز وبلاگ یکی از خوبانی رو می خوندم که در زندگی اولش نامردی دیده بود، و دوستی یک طرفه داشته است، و نوشته بود از احساس و موقت بودنش و آرامشی که با یک به قول خودش حضرت آقا پیدا کرده بود.

جالب بود از خیلی جهات؛ از جمله از احساسات تعلق و محبت طلبی و تحکم طلبی زنانه اش، و اینکه چه زیباست حکمت خداوندیم که آنچه ما مردان طالبیم و خوشمان می آید، جنس مخالفمان آرزویش را دارد.

و چه زیباست تکمیل شدنهای دو جنس، که گاهی با هلن نازنین این بحث های احساسی رو دارم، دقیقا به آنچیزی هایی اشاره می کند، که باید در وجود یک مرد وجود داشته باشد.

ولی دلم برای دلتنگی ها و رنج هایی که این جمعیت آرامش بخش و خاموش دارند، تنگ می شود، و چه کنیم که ما هم انسانیم و محدود و با ظرفیتی محدود، اما امیدوار و پرتلاش، و عزمی که گر جزم شود، خیلی کارها را می توان کرد.

این روزها یک قرارداد کاری با دنیا رسانه بسته ام، با رادیو معارف و از اینکه با مطالبی که تا کنون باهاش از نزدیک مأنوس نبوده ام، دم خورم خوشحالم، و این را از جمله رزق های بی گمان خدایم می دانم، که بی حساب می بخشد و رزق مادی و معنوی بندگان درگاهش را هیچ وقت معطل نمی گذارد، به شرطی که ما بنده ی خوبی باشیم.

اوه راستی در یک سایت دیگر هم چند مدتی در مورد ازدواج مجدد و مسائل هوو داری، مطلب می خوندم و نظر می گذاشتم که برای خودش عالمی داشتند، و نظرات این گونه خانم ها برایم جالب بود، البته از این نظرات فی الجلمه اطلاع داشتم و پنبه هایش رو با هلن مهربون و بزرگوارم زده بودیم، و چه زیبا رفتار است این عاقل و همه چیز زندگی یم.

و چه بانوی ارزنده ای است که قطعا بی نظیر زندگی یم هست، مخصوصا وقتی عادات و گفتار دیگر همجنسانش را در این گونه مسائل و مسائل خرد و بزرگ دیگر مطالعه و مشاهده می کنم، عظمت و بزرگی یش بیش از بیش برایم مشخص می شود.

گوهر یک دانه و نگین زیبایم هست. خدایا برایم حفظش کن.

اوه راستی دیشب و پری شب، برادر خانم و خانمش در مسیر راه اقامتی در منزل و آشیانه ی مان داشتند، که خاک و غبار کربلا و نجف و سامرایش رو برای برکت زندگی مان، طوطیای چشممان کردیم و افتخاری نصیب شد، و از همه مهمتر درّ نجفی سفیدفام با درج برجسته ی نوشته ی یا حسین (ع) و یا علی (ع) بر دو طرف رکاب نگین،  هدیه نابی بود که فقط من حقیر دریافت کردم، و بنا به اعتراف خانم برادر خانم، تنها برای شما از میان فامیل این هدیه را با تمام گرفتاری و مریضی من، خریده است، و من این همه خوشبختی و لطف را به کجا ببرم؟ گفتم که شکر نعمت و تبلیغ احسان کرده باشم.

البته منم حسابی ازشان تشکر و سپاس و آنچه شایسته ی تقدیر بود با تمام تواضع و ادب و احترام به جای آوردم، که خدای اجرشان دهد.

انشاء الله بعد از آزمون ارشد هلن نازم، اگر حضرت مولا بطلبد به زودترین وقت، وگرنه در اربعین دیگر حتما، به پابوس خواهیم رفت.

تا باشد که چنین باشد.....

برای همه آرزوی بهروزی و عاقبت بخیر داریم ....... یا حق و یاعلی






تاریخ : جمعه 12 آذر 1395 | 20:08 | چاپ | نویسنده: علی | گلواژه های مهربانی شما (0) (0 لایک)
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.