خدا عشق آرامش

افتخار ماست که با مردمک چشمان و مرام و صفای جان و روح جانانتان همراهیم .

سلام

انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق


وای چقدر هدف قشنگی برای بعثت فرموده

که زیبایی های اخلاقی را تکمیل کنم و به همه برسانم

این رو امروز از گلهای باغ آرزو پرسیدم ، که چرا پیامبر صلوات الله علیه مبعوث شد.

هر کسی چیزی گفت، به فراخور درس و درک و اندیشه اش و بعضی ها هم شرم و خجالت

از این بحث خانوادگی خوشم میاد

اما دیروز و پری روز ، روز از دست دادن یکی از عزیزانی بود که من دوستش داشتم

و عالمی ربانی و مدافع اهلبیت و یک عارف واصل که در بحث های دوستانه و گفتگوها ، معمولا خیلی محتاط آمیز و وسواس گرانه به سمت

حق و عدالت گام بر می داشت و البته ایده آل گرا فکر می کرد.

یک بار در گروه تلگرامی باهاش سر یک موضوع فلسفی بحثمون شد و جواب اندر جواب، و.. بعد از مدتی که حضوری همدیگر رو دیدیم

ازم تقدیر و تشکر کرد که نکات خوبی را مطرح کردی و بیشتر قدر خودت و اوقات و جوانی ات را بدان و آینده از شماست...

و البته تقوا و پرهیزگاری اش مثال زدنی بود.

یادم می آید در یک بحثی در مجمعی برای یک مطلبی بحث و رای گیری بود، بر اساس نگاه فرایندی و راهکاری به حالت معترضانه گفتم که

خیلی مسائل را سخت می گیرید و زیاد روش بحث می کنید، باید تابع جمع بود و حرف اکثریت را برای حل مشکل باید قبول کرد.

و بیشتر روی سخنم با ایشان بود و ایشان در کمال احترام و آزادگی مرا با اینکه در آن جمع از جمله جوانترین بودم، برای پیگیری و طرح اساس نامه و نهایی شدن کار کاندید کرد و برای ادامه ی فرایند آن کار انتخاب شدم.

بعد از آن به بزرگواری و اوج و عمق معرفتش بیشتر پی بردم که هم دنبال اتقان کار هست و هم اجرا و نظرات جمع و جوانان برایش مهم هست

روز پنج شنبه روز وداع او با دنیا و به قول برادرش منتظر وعده ی الهی بود در حق خودش که از یک سال پیش سرطان گرفته بود و به کسی نگفته بود

و چه زیبا با اطرافیانش وداع کرده بود  و روز جمعه در قطعه ی علمای حوزه ی علمیه در جمع خوبان واصل آرام آرمیده است.

از روز پنج شنبه همان ساعتی که می خواستیم استخر برویم، خبر وفاتش را شنیدیم و به همراه پدر به خانه اش رفتیم

که در اتاقی که مهمانی ها و مجالس برای حضرت زهرا سلام الله علیها می گرفت، در زیر پرچم که به رویش انداخته بود، آرام گرفته بود

و عزیزانش ، برادران و فرزندان و خانم و دخترش در اطرافش ......

امروز روز عید است اما در خانه ی آنها .... غم از دست دادن هست

و پدر پیرش استاد بزرگ همه ی از جمله پدرم، تا روز پنج شنبه از ارتحال پسر با فضل و ربانی اش خبر نکرده بودند.

روحش شاد و کی باشد که وقت ما و رفتن ما باشد

که گفته اند:

در عجبم از این کاروانیان  

بر آنکه زودتر

به مقصد رسیده

است

می گرید.


خدا عاقبت ما رو ختم به خیر کن

هم در دنیا

و هم در آخرت


زندگی زیباست به شرطی که زیبا بین و به سمت زیبایی ها گام برداریم

و دوست داشته باشیم

زندگی حقیقی انسان در قرآن از آقای جوادی آملی  رو  وقت فراغت مطالعه می کنم

نکات قشنگی دارد

شکوهمند و آرام و زیبا بین باشیم

یاحق و یاعلی








تاریخ : شنبه 25 فروردین 1397 | 11:26 | چاپ | نویسنده: علی | گلواژه های مهربانی شما (0) (0 لایک)
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.